سفارش تبلیغ
صبا
 
قتیل العبرات
سه شنبه 91 آبان 30 :: 8:20 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا
هل من ناصر؟




از دودمان حسین ، عباس ، على اکبر، مجاهد سیزده ساله قاسم و دیگر پسران امام مجتبى و پسران دلاور زینب قهرمان و نیز فرزندانى از مسلم و دیگران از بنى هاشم به شهادت رسیده اند و همگى ، رسالت خون بنیاد خویش را در برابر مکتب و عقیده و ایمان خود و نسبت به امام و رهبر خویش ، به خوبى و به کمال ، به انجام رسانده اند و اکنون ، وارث همه این شهادتها و شهیدان ، حسین بن على ( علیهما السلام ) مانده است .
و... تنهاست و غریب !
میدان ، از رزم آوران بنى هاشم و دیگر اصحاب فداکار و جانباز، تهى است و پیکر در خون تپیده فداییان امام ، در میان رزمگاه بر جاى مانده است ، و حسین ، قهرمان این نهضت و مرد شماره یک این حرکت خونین و حماسى و جنبش الهى که تنها مطلوب سپاه عمر سعد است و کشتن او را که حاضر به بیعت نشده و حکومت جور را به رسمیت نشناخته است و براى ادامه زندگى ، با آن بى شرفان پست ، دست نداده است ، در سر دارند. او را یکه و تنها، بدون هیچ یاور و همرزمى ، در برابر خود مى بینند

و سرنوشت ، آنان را به لحظه ((امتحان )) کشانده است و کربلا ((صحنه آزمایش )) است و صحنه نمایاندن جوهره هر کس بر خود و دیگران ، تا روشن شود که سره است یا ناسره ؟
((کربلا)) محک تجربه است ، تصفیه گاه است ، ((فتنه )) است تا معلوم گردد که چه کس شایسته ماندن و درخشیدن بر تارک قرنها و جا داشتن در دلها و اندیشه هاست و چه کس باید به ((زباله دانى تاریخ )) افکنده شود.
کربلا تجلى گاه با ارزش ترین خصلتهاى انسانى همچون : ایمان ، فداکارى ، ایثار، دل آگاهى ، حق خواهى و مرگ کشى است و ((مدرسه )) است و ((آموزشگاه )) و عصاره تاریخ و فشرده همه صحنه هاى نبرد حق و باطل در درازاى تاریخ و پهناى زمین .
و حسین ، تنهاست .
و چهره اش در هاله اى از افروختگى شوق آمیز فرو رفته است . بیگمان او در این حال ، به فلسفه بلندى مى اندیشد که خود و یارانش بر سر آن ، جان را مایه گذاشته اند.
امام رو به دشمن ، فریاد ((هل من ناصر)) مى زند تا طنین آن ، ذره اى انسانیت و وجدان خفته را نیز - اگر در آن سو موجود است - بیدار کند:
- آیا یارى کننده اى براى ما هست ؟
- و آیا حق طلب و دادخواهى هست که به خدا روى آورد؟
- آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟
- آیا فریادرسى هست که به خاطر خدا به یارى ما بشتابد؟...
و جواب ... سکوت !


 
جواد محدثی



موضوع مطلب :


یکشنبه 91 آبان 28 :: 9:53 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا

 

از لحظه های اول شام غریبان

رنج اسارت دیده ام تا این خرابه





از لحظه ی برگشت اسب بی سوارت
با عمه ام نالیده ام تا این خرابه
از خارجی بودن،یتیمی یا اسیری
من حرف ها بشنیده ام تا این خرابه
از ترس اینکه از سر نیزه بیفتی
من بارها ترسیده ام تا این خرابه
ازدیدن روی خبیث شمر و اَخنس
چون جوجه ای لرزیده ام تا این خرابه



موضوع مطلب :


شنبه 91 آبان 27 :: 7:19 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا

 




چون تیر عشق جا به کمان بلا کند
اول نشست، بر دلِ اهل ولا کند

در حیرتند خیره سران از چه عشق دوست

احباب را به بندبلا مبتلا کند

بیگانه را تحمل بار نیاز نیست

معشوق، ناز خود همه بر آشنا کند

تن پرور از کجا و تمنّای وصل دوست

دردی ندارد او که طبیبش دوا کند

آن را که نیست شور حسینی به سر ز عشق

با دوست کی معامله کربلا کند

یک باره پشت پا به سرِ ما سوا زند

تا ز آن میان از این همه خود را سوا کند

آری کسی که کشته او این بود سزاست

خود را اگر به کشته خود خون بها کند

باللّه اگر نبود خدا خون بهای او

عالم نبود در خورِ نعلین پای او
 





موضوع مطلب : خون بها


شنبه 91 آبان 27 :: 2:56 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا




مخصوص دلهای عاشق


هرجا دلت گرفت کمی محتشم بخوان
هی در میان گریه بگو جان، بگو "حسین"


کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار
در خاک و خون تپیده به میدان بگو "حسین"

از نام گرم او دل برف آب می رود
در سردسیر سخت زمستان بگو "حسین"

تغییر کرده است لغتنامه هایمان
زین پس به جای واژه عطشان بگو "حسین"

روضه بخوان که لحظه ی طغیان چشم ما
همپای چشمه های خروشان بگو "حسین"

دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب
مانده سه روز بین بیابان بگو "حسین"

دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند
افتاده بین معرکه عریان بگو "حسین"

دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست
از سنگ قوم دشمن قرآن بگو "حسین"

 




موضوع مطلب :


شنبه 91 آبان 27 :: 2:41 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا


حتی دریــا

با این وسعتش

حریف نیست

این همه ناپاکی ام را بشویــد!

... امــا

ذره ای از خاک کـوی " تـــو"

پاکـم خواهد کرد ... اگر

لطفـت شامل حالـــم شود!

 

 




موضوع مطلب :


 

خبر دادن جبرئیل در پنج نوبت رسول خدا را از شهادت حسین (ع)





در کنزالغرایب آورده که جبرئیل امین پنج نوبت حبیب رب العالمین را از شهادت امام حسین خبر داده بود


اول در روزى که متولد شد جبرئیل به تهنیت و تعزیت نزول نمود چنان چه شمه‏اى از آن سابقا سمت گزارش یافت

دوم در چهارماهگى و آن چنان بود که از ام الفضل بنت الحارث رضى الله عنها روایت کنند که گفت: شبى در خواب دیدم که پاره‏اى از تن مبارک حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلم ببریدند و در کنار من نهادند از خواب درآمدم ترسان و هراسان نزد سید عالم رفتم و گفتم: یا رسول الله! خواب مهیب دیده‏ام و از هول و هراس آن آرام از دل من رفته است و صورت خواب تقریر کردم آن حضرت صلّى الله علیه و آله و سلم تبسم‏کنان گفت: یا ام الفضل! نیکو خوابى دیده‏اى فاطمه من حامله است به پسرى و آن پسر پاره‏اى است از من چون متولد شود تو را دایه سازم و او را در کنار تو نهم بعد از چند روز حسین متولد شد او را به ام‏الفضل سپردند و به رضاع او مشرف گشت ام‏الفضل گوید: روزى سید عالم صلّى الله علیه و آله و سلم به خانه من در آمد و از مقدم او کلبه من خلد برین شد پس فرمود بیار جگرگوشه و نورد دیده مرا من حسین را بر کنار پیغمبر نهادم حسین اراقه کرد و قطره‏اى از آن بر جامه آن آن حضرت چکید و آن حضرت روى بر حلق وى مى‏مالید و بوسه بر روى وى مى‏داد و بعد از زمانى من او را به عنف از رسول خداى فرا ستدم چنان که حسین بگریست رسول صلّى الله علیه و آله و سلم فرمود که مهلا یا ام‏الفضل مهلا آهسته باش اى ام‏الفضل که این قطره به آب پاک گردد و این رنج که به جگرگوشه من رسید به چه چیز بر خیزد جبرئیل فرود آمد که اى سید تو طاقت گریستن حسین ندارى وقتى که حلق تشنه او را به خنجر آبدار بریده باشند و جسد نازنین او را غرقه خون ساخته حال چون خواهد بود حضرت خواجه صلوات الله و سلامه علیه از این حال محزون شد و به غایت اندوهگین گردید هرکه در این مصیبت اندوهناک باشد مقرر است که با حضرت رسالت صلّى الله علیه و آله و سلم موافقت نموده و از اینجا گفته‏اند: که ارواح انبیا على نبینا و علیهم‏السلام به جهت موافقت با آن حضرت همه در واقعه حسین محزون و مغموم گشته‏اند.

و این حکایت ام‏الفضل در کتاب مطالب السؤل فى مناقب آل الرسول از کمال الدین ابن طلحه منقولست و در شواهد از ام‏الحارث نقل کرده و الله اعلم.





ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :


جمعه 91 آبان 26 :: 2:44 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا


در جواب " هل من ناصر ینصرنی "

یک " لبیک یا حسین " میگفتند ،

کار به "یالثارات الحسین" نمیکشید!!!




آینده از آن کسانی است که
قلبشان در کربلا می تپد
و کربلا در قلبشان . . .

 




موضوع مطلب :


1   2   3   >   
درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 12
کل بازدیدها: 68089