سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
قتیل العبرات
یکشنبه 92 مهر 14 :: 2:52 عصر ::  نویسنده : محبّ الزهرا
بـدتــر از زهـــر



اگرچه دیده در خون نشسته اش تر بود
دو چشم بی رمقش نیمه باز بر در بود
میان حجره به گریه نفس نفس میزد
عزیز فاطمه زخمی ترین کبوتر بود
ز بس که بر کف این حجره دست و پا زده بود
تمام حجره پُر از تکه تکه پر بود
میان هلهله ها بر امام خندیدند
صدای خنده آنها ز زهر بدتر بزد
زتشنگی جگرش بین شعله ها می سوخت
فضای حجره او کربلای دیگر بود
کسی نبود برای غریبی اش گرید
در آن میانه کسی کاش جای خواهر بود
چقدر خواست زجاخیزد او ولی افتاد
همین که پشت در افتاد یاد مادر بود
به یاد مادر و میخُ شراره آتش
به یاد حیدر و آن جنگ نا برابر بود
بیاد مادر پهلو شکسته در کوچه
که دست بسته کنارش فتاده حیدر بود



موضوع مطلب : امام جواد



درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 41
کل بازدیدها: 69508